تلخ و شيرين

دل‌ها سرد،

آینده‌ای مه‌آلود،

خاطرات غبارآلود،

چشم‌ها بارانی،

این چنین است حال و هوای ما..

نميدونم امسال داره چه اتفاقايي ميفته؟ نميدونم بايد بابتش ناراحت باشم يا خوشحال. نميدونم اين روند داره چيو بهم ثابت ميكنه؟ ثابت ميكنه در گذشته اشتباه كردم و راه بديو انتخاب كردم يا الان بهترين راه ممكنو تصادفي يا عامدانه دارم طي ميكنم. چيزي كه بهش امروز يقين پيدا كردم اينه كه تو مسير درستي قرار گرفتم. خوشحال نيستم اما خدا رو شكر ميكنم كه راههاي آسونيو واسه شناختن آدما جلوم گذاشت اما اي خدا چه دير؟ شايدم من نديدم.

تو اين چند روز يك بار ديگه بهم ثابت شد چيزي كه مهم نيست عمر رفاقتهاس. مهم نشون دادن معرفت به دوستاته وقتي بهش نياز دارن وگرنه اينكه بعد 3ماه به دوستاي سابقت بزنگي و در عوض 60 بار قربون صدقشون بري و فدات بشم الهي كني جلوشون كه معرفت نيستش كه. اين كه سعي كني با زبون بازي و فرافكني عامل جدايي از دوستاتو گردن يكي ديگه بندازي كه نشه رو حرفشون حرف زد و تو يه موقعيت باهم بودن ديگه ازشون جدا بشي و اين دفعه حتي حاضر نشي باز دليلتراشي كني كه معرفت نيستش كه. با معرفت اونيه كه با 100تا مشكل حاضره بدون خم به ابرو آوردن به مشكلات تو برسه، اونيه كه حاضره واسه اينكه حتي يه چند ساعتي به تو خوش بگذره تموم مشكلات عجيب و غريبشو فراموش كنه. اونيه كه حاضره بخش سنگين داخليو فقط به خاطر ايمان و اعتماد به دوستاش، 3نفره بگذرونه و چه ايام خوشي بود. واقعا به اينكه قدرت دوستي و اعتماد و يكدلي هر مانعيو از راه برميداره ايمان آوردم. به هرحال گاهي لازمه آدم يه تجديد نظريم در قبال رفتارش با ديگران انجام بده. تاكيدم روي رفتار در قبال ديگرانه نه صرفا تغيير احساس نسبت به يكي. تصميم سختيه واقعا مشكله اما هر ظرفي ظرفيتي داره كه دير يا زود پر ميشه و البته فكر كنم در اين مورد خيلي خيلي دير پر شد؛ متاسفم واسه رفتار بچه گانه يه عده. بگذريم…

ولي خداييش عجب شهريور جالبي بود. همه چيز واسم عجيب و تازه بود. پر از تجربه ها و درساي تازه؛ حتي تا آخرين ساعاتش! از پس فردا هم تعطيلات تموم ميشه و باز روز از نو روزي از نو. جراحي، دومين بخش ما‌‌‍ژور از فردا شروع ميشه. اميدوارم با دوستا و همگروهيهاي يكدستي كه دارم هم تو درس موفق باشم هم با حاشيه هايي جالب و دلنشين همراه باشه؛ يه چيزي مثل داخلي تكرار نشدني…

پ.ن: اين دوستمم جالب نوشته…

نوشته شده در خاطرات. 1 Comment »

یک پاسخ to “تلخ و شيرين”

  1. م.رضا Says:

    قبل از هر چیز که بابت لینک ممنون …

    مطلبت اینقدر کامل و واضحه که نیازی به نظر دادن نداره فقط در یک موردش که به خدا گفته بودی چرا اینقدر دیر ؟! فکر کنم خودت جواب خودتو داده بودی >> هر کس ظرفیتی داره …
    و یک چیز دیگه اینکه مگه نمیدونی معرفت معنای جدیدی پیدا کرده ! معرفت معنیش شده از دست ندادن اطرافیان !! به هر قیمت و روشی …
    از این دید به قضایا نگاه کن که آدم خوش شانسی هستی و این بار هم شانس آوردی … شاید ظاهرا اینجور نباشه …
    شرمنده پر حرفی کردم … شاد باشی

    قبل، حين و بعد از هر چيز ممنون بابت نظرت و همه چيز!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: