زندگینامه‌ی یه بنده خدا

یکی خوابش سنگین میشه تختش میشکنه
بعد از خواب میپره دستش هم میشکنه .
فرداش از مرحله پرت میشه پاش هم میشکنه .
میزنه به سرش سرش هم می شکنه .
خودش رو میزنه به اون راه گم میشه .
کلی اعصابش خرد میشه نوار خالی گوش میده .
فرداش میره نوار مغز میگیره میبینه20 دقیقه ی اولش خالییه .
یه هو میخوره زمین تا خونه سینه خیز میره .
یه روز میخوره به شیشه میگه عجب هوای سفتی .
روز بعد میخوره به دیوار میگه ببخشید .
فرداش بازم میخوره به دیوار وای میسته تا پلیس بیاد .
دوپینگ میکنه برای اینکه کسی نفهمه آخر میشه .
میره لایه اوزون رو میدوزه اون ورش میمونه .
میره پشت بوم میخوابه سردش میشه میره در پشت بوم رو  میبنده .
سوار اتوبوس میشه از یکی خوشش میاد  شماره اتوبوس رو ور میداره .
بعد از این همه اتفاق بی هوا از خونه میره بیرون خفه میشه .

نوشته شده در طنز. 6 Comments »

6 پاسخ to “زندگینامه‌ی یه بنده خدا”

  1. شاهزاده خانم Says:

    salam😀
    ehyanan hale shoma k khoob ast….?

  2. mehran110 Says:

    سلام
    طنز جالبی بود.

  3. tohid Says:

    به دنبال حکایات گذشتهء آقا حمید جون این حکایت هم خواندنی بود . جیگرشو بخورم من

  4. یه عاشق(محسن) Says:

    سلام
    نظری ندارم (فقط جهت عرض ارادت)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: