كل يوم عاشورا …

محرم ماه الفت با جنون است

چراغ کوچه هايش بوي خون است

محرم حرمت خون است و خنجر

تلاطم مي کند حنجربه حنجر


دل من فداي دو دست اباالفضل

به قربان چشمان مست اباالفضل


ربود از همه ساقيان گوي سبقت

به چوگان دل ناز شست اباالفضل


غم ِ زهرا مرا سوز درون داد

دم ِ حيدر به من شور جنون داد


حسين آمد به زخم دل نمک ريخت

مرا با شور عاشورا در آميخت


مرا سوداي زينب در به در کرد

نصيبم جرعه اي خون جگر کرد


ز فرط تشنگي بي تاب گشتم

عطش ديدم ز خجلت آب گشتم


چه ها گويم ز مَشک تيرخورده

ز دست ساقي شمشير خورده


به خاک افتاد مشک از دست ساقي

دو عالم پر شد از بوي اقاقي


مشامم پر شد از داغ شهيدان

که مي گردم بيابان در بيابان

2 پاسخ to “كل يوم عاشورا …”

  1. شهریار شهر سنگستان Says:

    آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند، و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي‌اند

    بخشي از سخنراني دكتر علي شريعتي با عنوان «حسين (ع)، وارث آدم»

  2. شهریار شهر سنگستان Says:

    درسته … وقتی که خوندمش واقعا متاثر شدم …


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: