با شما بودن…

سلام دوستان، اين شعر قشنگ از سروده‌هاي دوست عزيزم توحيده(!!!) كه توي نظرش به اين پست، ارسال كرده. حيفم اومد اين شعرو با اجازش توي يه پست جداگونه نذارم. البته يه تغييرات جزئي توش دادم كه فكر مي كنم بهتر شده باشه. اميدوارم خوشتون بياد. اسمشم رو با كسب اجازه، گذاشتم با شما بودن…

بوی چای، نون داغ، بوی خاک خیس باغ
بوی عطر تن تو، آره تو، مامان‌بزرگ

بوی عکسای قدیم، عطر حرفای جدید
کنار بخاریهای قدیمی، بوی آتیش و بنان و اون صدای مخملی

دیگه چی؟ آهان آهان یادم نبود، عطر اون خاطره‌ها
خنده‌ها و گریه‌ها،شنیده‌ها و دیده‌ها

وای گلم چشات چرا خیس شده باز؟
نکنه به یادشی ،دلتنگشی دوباره باز؟
نکنه …

با وجود این همه، همیشه شکرت اي خدا
هرچی دارم از تو دارم ای خدا

خدا قربونت برم، خوبه که تو هستی باز
تو باشی نه خسته‌ام، نه بی‌رمق

اینا رو که می‌بینم همه چیز یادم میره
تو فضای اینجوری خستگی از تنم میره

بوی خوندن نماز بین اشکای نیاز

آخرم یه ربنا میشه تسکین دلم


باز میخندم دوباره ،حتی میون گریه هام،،،

خدا این نعمتا رو ازم نگیر . . .



نوشته شده در شعر. 3 Comments »

3 پاسخ to “با شما بودن…”

  1. شهریار شهر سنگستان Says:

    احسنت … خیلی قشنگ بود …

    قربونت

  2. ليلا Says:

    خيلي خوشكله،هر بار ميام مي خونمش اشك تو چشام جمع ميشه،اين بار ديگه واقعا دلم نيومد نظر ندم،راستي بچه ها يه چيزي بابا بزرگ توحيد مريضن الانم تو بيمارستان بستري هستن تو رو خدا واسشون دعا كنيد.

    مرسي از نظرت. مرسي كه متذكر شدي. دعا كنين حالشون بهتر بشه.

  3. tohid Says:

    ممنونم عزیزم

    قربونت…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: