انشا با موضوع برق!

مقدمه : خانم اجازه وقتی شروع به نوشتن این انشاء کردم مثل شب های گذشته برق رفت پس اگر انشایم بد خط و بی محتوا است ببخشید چون برق نبود .

برق چیز خوبی است اما فکر کنم آدم هایی که آنرا می سازند آدم های بدجنسی باشند چون دیشب که برق رفت بردار بزرگترم در حمام بود و خیلی عصبانی شد و داد زد و گفت اُه باز این، …… ها{سانسور} برق را قطع کردند اما من خیلی فکر کردم و دیدم که برق نمیتواند از جای بدی که برادرم گفت آمده باشد چون چندروز پیش اقدس خانم اینا اینجا بودند و اقدس خانم گفت که یک شب خواب دیده است به بهشت رفته و آنجا ادیسون را دیده است که داشته با یاماها ۸۰ تک چرخ میزده و خیلی خوش و خرم بوده است و ادیسون به اقدس خانم گفته که از تمام دست اندر کاران برق را دعا و در آخرت شفاعت آنها را نیز میکند و من از اینجا نتیجه گرفتم که آدم هایی که برق را می سازند آدم های خوبی هستند .

اما من نمی دام که چرا اینقدر برق می رود چون چند وقت پیش که شما و آقای مدیر ما را برای اردو به نطنز بردید به ما گفتید که حلقه انسانی بسازیم و جشن بگیریم چون ما توی یک چیزی که هسته داشت و خفن هم بود خود کفا شده بودیم و یک آقایی هم آنجا بود که مو نداشت اما خوشگل بود و همش میگفت این چیز هسته دار خیلی برق دارد اما من فکر میکنم که هنوز خود کفا نشده ایم پس ما را هر روز به اردو ببرید تا جشن بگیریم و حلقه انسانی بسازیم تا بیشتر خود کفا بشویم تا دیگر برق نرود .

بنظر من برق ساختن زیاد دنگ و فنگ ندارد که حتماً نیاز به هسته باشد چون من دقت کردم و دیدم چشمان دخترتان رعنا هم برق دارد و من وقتی به آن نگاه میکنم یا به ان دست میزنم برق گرفتگی میشوم و یک جاهای من خشک میشود و من میخواهم وقتی بزرگ شدم رعنا را از شما خواستگاری کنم واز چشم رعنا برق به خارج و روستاهای دور افتاده صادر کنم و اگر تهش چیزی ماند یک سیم هم به خانه خودمان بدهم .

نتیجه گیری : ما از این انشاء نتیجه میگیریم که برادر من آدم بی ادبی است چون نوشتن انشای من تمام شده اما او هنوز در حمام دارد به آنهایی که برق را قطع میکنند فحش می دهد .

نوشته شده در طنز. برچسب‌ها: , , , , , , . 3 Comments »

3 پاسخ to “انشا با موضوع برق!”

  1. مهسا Says:

    خیلیییییی با نمک بود.مخصوصا اونجایی که ادیسون داشته تو بهشت تک چرخ مزده…

    اونم با ياماها 80!

  2. tohid Says:

    سلام بر گل پسر عزیز

    کلی حال دادی.اما به نظر من نویسنده انشا خودت بودی.هم داداش داری و هم اینکه شنیدم گاهی اوقات اسم رعنا رو به زبون میاری.
    فدات داش حمید

    عجب. تو كه واردي ديگه اسم كيو به زبون ميارم؟ فقط من داداش دارم تو اين كشور؟ چه دلايل قاطعي آوردي توحيدي

  3. massoud Says:

    salam.chetori.rafti weblog tohido bibini..akhe ye kasi bega be shoma ha che. ya mosht adame bikare nafahme. ……. vel kon baba hamid jon matlabet ghashang bod fadat

    به به. سلام آقا مسعود. راه گم كردي؟ ميگفتي گاوي گوسفندي چيزي …. . ولشون كن بابا. تو خون خودتو كثيف تر نكن. (شوخي كردم) در مورد مطلبم نظر لطفته massi jo0o0o0n


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: