اين روزها

درود، مدتيه يه وبلاگيو ميخونم كه خداييش خيلي شيرين و دلنشين مينويسه يه جورايي به پستاي شيرينش قبطه ميخورم؛ لينكشم نميذارم واستون تا اينجا رو ول نكنين مشتري اون بشين و البته به دلايل ديگري! اين از اين و اينكه خودشم خدايي آخر همه چيه و به نظرم يه دانشجو پزشكي واقعيه… .

ديگه اينكه دارم يكي از عجيب ترين و جالبترين و جذابترين دوران زندگيمو؛ البته نه لزوما به معني بهترين دوران؛ دارم سپري ميكنم. دوراني كه واقعا سرشار از اتفاقاي تازه، آدماي تازه، دوستاي تازه، تجربه هاي جديد و پيشنهاداي جالب بود. چيزايي كه يه روز كه چه عرض كنم يه ساعته تا اوج شادي و سرخوشي و بيخيالي ميبردم و يه ساعته چنان به مرز دپرسيون ميرسيدم كه … (3نقطه ميذارم كه هر موقع اين پستو ميخونم اون خاطرات بد به يادم نياد!) نميدونم من عوض شدم يا شرايط فعلي انقد عوض شده اما لااقل فعلا به تغيير شرايط شديدا معتقدم تا ببينم در آينده نظرم نسبت به اين دوران چه تغييري ميكنه. به هرحال در اين لحظه گمون كنم عجيبترين تابستون عمرمو دارم ميگذرونم. ادامه مطلب »

يه سوال!

زندگي نباتي با زندگي من فرقي داره؟

ادامه مطلب »

ارسال شده در تراوشات ذهنی. برچسب‌ها: , . بیان دیدگاه »

از رنجي كه برديم!

سلامي به گرمي ساعت 2 بعد از ظهر امروز ايشالا دلتون خنك باشه

الان يه دو هفته اي ميشه كه داخلي تموم شده. اما آيا واقعا تموم شده؟ ايشالا! كمتر كسي رو ديدم كه با اطمينان از پاس شدنش حرف بزنه. مهم نيس ايشالا همه پاسن. مهم اينه كه داخليو با تموم سختياش گذرونديم. در اينكه داخلي سخته شكي نيس. تو اينكه اگه نگيم مشكلترين درس استازريه لااقل جزء دو، سه تا درس مشكل هست شكي نيست. اما مهم اينه كه من يعني ما تونستيم يه ركورد بزنيم. مهم اينه كه تونستيم با يه گروه سه نفره داخليو تموم كنيم بله سه نفر. اينو هيچ كسي از سال پاييني گرفته تا سال بالايي و اتند و رزيدنت و اينترن  باور نميكرد. دوستان لازمه بدونن تا سالاي پيش گروهها 9 يا 10 نفره بود و امسال هم همه گروهها 6 الي 8 نفره بودن. تقريبا كه چه عرض كنم تحقيقا هر لايني كه ميرفتيم از اتنداش گرفته تا رزيدنتا و اينترناش تا مارو روز اول ميديدن ميگفتن خوب بقيتون كجان؟ سريع باهاشون تماس بگيرين بيان! اونا هم بدون استثنا از ما ميشنيدن: ما همين سه نفريم! و ما ميشنيديم: سه نفر؟! يعني واقعا سه نفرين؟ چطور مگه؟ كار به جايي رسيده بود كه توي كورس قلب كه با يه گروه 6نفره ادغام شده بوديم بازم كم به نظر ميرسيديم و داد اون 6تاي بيچاره رو در آورده بوديم! به هر حال به لطف برخي (دوستان) ما سه نفره تمومش كرديم. ريه با اين رانداي مشكلش، خون با اين مريضاي پيچيدش، روماتو با اتنداي سختگيرش، غدد با  مريضاي زيادش، نفرو با اون شرح حالاش و گوارش با كيساي متنوعش. خداييش دوران واقعا طاقت فرسايي بود واسه همه چه برسه به ما با اين گروه به قول اتند نفرو، مختصرمون! ادامه مطلب »

نفهمه‌هاااا !

موقعيت: بخش داخلي، اتاق بستري روماتولوژي، بالاي سر مريض مبتلا به بيماري برگر(همبرگر نه‌ااااا!)

لوك خوش‌شانس به اتفاق خنگه و منگه و چلمنگه مشغول خوندن پرونده بيمار مذكور:

لوك خوش‌شانس پس از خواندن عبارت “اعتياد به ترياك +”، در حالي كه ذوق‌مرگ شده و با رعايت ضوابط اجتماعي خواهان اشاره به اين مطلب است: هي‌ي‌ي‌ي بچه ها، اين case، يه addiction به  opium داره‌ها!

ادامه مطلب »

دانستن، زيستن است!

از قديم و نديم گفته اند كه دانستن، رنج كشيدن است و بيخبرى، در آسودگى زندگى كردن است.

نه! اين جور نيست!!

دانستن باعث رنج بردن از چيز هايى ميشود كه نادان نميفهمد و نتيجتا رنجى از آن نميبرد. ولى نادان براى خودش مصايب و رنجهايى دارد كه دانا در دام آنها گرفتار نمى آيد.

زنده باد رنج دانايى !

ایرانی لازم نیست به پا خیزی

سلام،

مدتیه نمی دونم دیدین یا نه، مد شده تو وبسایتها و وبلاگهای فارسی یه تبلیغی میشه که نمی دونم ایرااااانی کجایی؟ به پاخیز، از جا کن بلند شو، تنبلی دیگه بسه، که چی؟، که برو مثلا به این لینک، و چه می دونم یه امضا بده و مملکت رو از دست اجانب نجات بده که دیر بجنبی خود خلیجِ فکر کنم فارسم رو بر می دارن می رن که دیگه اون موقع نمی تونی تعطیلات بری اونجا و یه مشت جنس چینی و هندی تایلندی بخری … . اگه به پا خاستن اینه که من ترجیح می دم سالها بخوابم.

راهش این نیست. باید دید عربا چه کردن که بعد از 60 70 سال عمر توی منطقه اومدن این اسمو عوض کردن. ما توی این 60 70 سال چه کردیم. ما بیشتر صادرات داشتیم یا اونا؟ ما بیشتر می رفتیم اونور آب یا اونا می اومدن اینور؟ ما بیشتر توریست آوردیم تو خلیج یا اونا؟ واقعا اگه منصفانه نگاه کنین 100% حق اوناست که روی خلیج اسم بذارن، درست مثل حق پدر مادر یه بچه که واسش زحمت کشیدن. اونا با استفاده از خلیج، اقتصاد منطقه رو متحول کردن. اونا توریست می آوردن تو خلیج عربی شنا کنه و بگرده و خرید کنه، بعدم یه کاتالوگ می دادن دستش که آهای این خلیج مال ماهاست. اسمشم گذاشتیم عربی. توریست زبون نفهمم که خوب باور می کنه. اما انصافا چند تا توریست در سال میان خلیج فارس بگردن؟

عربا اینجوری به پاخاستن توی این چند سال و حسابی خرج کردن. اما ما قراره با یه امضای مفتی با یه ایمیل مفتی توی یه سایت مفتی اسم خلیجو برگردونیم. اینجوری خدا پیغمبریش درسته؟ حق ناحق نمی شه؟ نظر شما چیه؟

خلیج فارس