یه معما…

سلام

پریشب یه sms واسم اومد از یه شماره ناشناس(!) که یه معما بود. اول یه sms زدم که شما کی هستین و من شما رو میشناسم آیا و از این حرفا که دیدم یه ساعتی شد و جوابی نیومد. این شد که بی خیال خود طرف شدم و رفتم سراغ حل اون معما. جوابشو که فرستادم بازم خبری نشد. دیگه مطمئن شده بودم که یارو شماره رو اشتباهی وارد کرده بوده. همه چیز یادم رفته بود که امروز صبح سر کلاس دوباره از همون شماره یه sms بهم رسید. از بس که جواب اون معما قشنگ بود دیگه به فرستنده و اینا فکری نکردم. از همون جا به سرم زد اون معما رو بذارم تو وبلاگم ببینم هیشکی می فهمه جوابشو یا نه.

میگه که: “تو یه کشتی وسط دریا هستی. طوفان سنگینی میشه، 5تا حیوون (گوسفند، پلنگ، گاو، جوجه،اسب) هم کنارت. تو باید 4تا از اونارو بندازی تو آب تا خودت زنده بمونی. به ترتیب بگو کدوما رواول میندازی. یکیشون هم باید حتما نگه داری. جواب بده تا نتیجشو بگم…”

- خواهش: اگه جوابشو میدونین لطفا به دیگران فرصت بدین.

- راهنمایی: پیچیده تر از چیزیه که به نظر میاد.

جوابشو سعی می کنم تا 5شنبه بذارم تو وبلاگ. منتظر جوابای قشنگتون هستم. خدانگهدار

اينم از جواب معما

ارسال شده در خاطرات. برچسب‌ها: , , . 6 Comments »