معلم علوم از دانشآموزان خواست تا عجايب هفتگانه جهان را بنويسند. دانشآموزان شروع به نوشتن كردند و برگهها را تحويل معلم دادند. معلم جوابها را خواند. اكثر دانشآموزان به اين موارد اشاره كرده بودند: اهرام مصر، باغهاي معلق بابل، مجسمه زئوس، فانوس الكساندريا، مجسمه رودس و… اما يكي از دانشآموزان برگه سفيد تحويل داده بود. معلم از او پرسيد: دخترم چرا چيزي ننوشتهاي ؟ دانشآموز جواب داد: عجايب جهان خيلي زيادن. من نتونستم تصميم بگيرم كه كدوم رو بنويسم. معلم گفت: بسيار خب، هفت تا از اونارو كه به نظرت خيلي مهمند بگو. دخترك كمي فكر كرد و گفت: بنظر من عجايب هفتگانه جهان عبارتند از: ديدن، شنيدن، چشيدن، بوييدن، لمسكردن، خنديدن و عشقورزيدن. معلم پس از شنيدن سخنان دخترك به سكوتي ژرف فرو رفت….
بزرگترین بیماری بشر بیماری سل یا جذام نیست
بی توجهی و عدم محبت دیگران به همنوع بزرگترین بیماری او به شمار می رود.
بیماری های جسمی انسان را می توان با دارو مداوا کرد
در صورتی که تنها درمان بی کسی و نو میدی و افسردگی عشق است.
تعداد افرادی که در سراسر جهان از بی غذائی روح تلف می شوند
به مراتب بیش از افرادی است که از بی غذائی تن جان به جان آفرین تسلیم می کنند.
mother teresa
این روزا مردن خیلی آسون شده…
یه جوون پاک همکلاسیمون دیشب فوت کرد. زبونم قاصره. خدا روحشو شاد کنه…
سلام،
امروز جاتون خالی رفتیم ده! من اولش زیاد راغب نبودم اما بعد دیدم حیفه صبح تا شب بشینم تو خونه که چی؟ که مثلا ادای بچه خر خونا رو در آرم؟ این شد که کتاب و جزوه پاتو رو برداشتم (می دونم دارین تو دلتون چی می گین) که خلاصه زیاد از درس و مشقم دور نشم. خلاصه یه نیم ساعتی که داشتم توی دل طبیعت درس شیرین پاتولوژی رو می خوندم رفتم تو فکر که خوب الان اومدنم با نیومدنم چه فرقی داره؟! این شد که کتاب دفترو تو همون دل طبیعت جاگذاشتم و رفتم تا ده دقیقه یه ربع دیگه برگردم (البته درشتی آلوچه ها-گوجه سبز- تو این تصمیم من بی تاثیر نبود) اینجوری بهتون بگم که هرچی شما یادتون افتاد درس دارین منم یادم اومد! یه دو سه ساعتی شد. همه کار کردم حتی نهارم خوردم. یه چرت خوابیدم بعدم همه رفتیم کوه یه چند دقیقه ای که گذشت چنان بارونی گرفت که همه برگشتیم. منم (صرفا از روی بیکاری) یادم افتاد که برم یه جند کلمه ای درس بخونم. چشمتون روز بد نبینه کتابم از بین رفته بود. خوب شد جلد جزوم پلاستیکی بود و یه شانس دیگه که آوردم این بود که کتاب تکست رو اصلا نیاورده بودم به جاش کتاب خلاصه همرام بود.(الکی که آدم لوک خوش شانس نمی شه که!)
تمام اینا رو گفتم تا تصمیم مهمی که گرفتم رو به استحضارتون برسم. بله تصمیم کبری!!! البته کبری سالهاست که داره سوم ابتدایی درجا می زنه ولی خوب یه شباهت دیگه ما با هم اینه که منم سال سوم هستم ( از نوع دانشگاه!)
یادش به خیر چه دورانی بود دوران دبستان نه؟
سلام،
مدتیه نمی دونم دیدین یا نه، مد شده تو وبسایتها و وبلاگهای فارسی یه تبلیغی میشه که نمی دونم ایرااااانی کجایی؟ به پاخیز، از جا کن بلند شو، تنبلی دیگه بسه، که چی؟، که برو مثلا به این لینک، و چه می دونم یه امضا بده و مملکت رو از دست اجانب نجات بده که دیر بجنبی خود خلیجِ فکر کنم فارسم رو بر می دارن می رن که دیگه اون موقع نمی تونی تعطیلات بری اونجا و یه مشت جنس چینی و هندی تایلندی بخری … . اگه به پا خاستن اینه که من ترجیح می دم سالها بخوابم.
راهش این نیست. باید دید عربا چه کردن که بعد از 60 70 سال عمر توی منطقه اومدن این اسمو عوض کردن. ما توی این 60 70 سال چه کردیم. ما بیشتر صادرات داشتیم یا اونا؟ ما بیشتر می رفتیم اونور آب یا اونا می اومدن اینور؟ ما بیشتر توریست آوردیم تو خلیج یا اونا؟ واقعا اگه منصفانه نگاه کنین 100% حق اوناست که روی خلیج اسم بذارن، درست مثل حق پدر مادر یه بچه که واسش زحمت کشیدن. اونا با استفاده از خلیج، اقتصاد منطقه رو متحول کردن. اونا توریست می آوردن تو خلیج عربی شنا کنه و بگرده و خرید کنه، بعدم یه کاتالوگ می دادن دستش که آهای این خلیج مال ماهاست. اسمشم گذاشتیم عربی. توریست زبون نفهمم که خوب باور می کنه. اما انصافا چند تا توریست در سال میان خلیج فارس بگردن؟
عربا اینجوری به پاخاستن توی این چند سال و حسابی خرج کردن. اما ما قراره با یه امضای مفتی با یه ایمیل مفتی توی یه سایت مفتی اسم خلیجو برگردونیم. اینجوری خدا پیغمبریش درسته؟ حق ناحق نمی شه؟ نظر شما چیه؟
از : خدا
به : تو
موضوع : خودت
سلام،
امروز من داشتم به تعدادي از شكايات و درخواستهاي تو رسيدگي ميكردم. ميخواستم حقايقي را برايت بازگو كنم كه دانستنش برايت مفيد و ارزشمند است.
اگر در زندگي مشكلي برايت پيش آمد كه ناتوان از حل آن مشكل بودي، مشكلت را برايم پست كن و بدان كه تمامي مشكلات قابل حل هستند (البته به صلاحديد من و نه به خواست تو). وقتي آن مشكل را برايم پست ميكني تمامي افكارت را به واسطه آن مشكل مغشوش نكن، به زندگيت نگاه كن و ببين چه داراييهاي ارزشمندي داري.
اگر روز كاري سختي داشتي، شكايت نكن و به ياد داشته باش كه مردان زيادي وجود دارند كه بيكارند.
اگر نهار بدمزهاي در اداره نصيبت شد گله نكن، افراد زيادي در اين دنيا وجود دارند كه لقمهاي غذا براي خوردن ندارند.
اگر ناراحتي كه تعطيلات آخر هفتهات تمام ميشود، به زني فكر كن كه هفت روز هفته، هر روز دوازده ساعت بسختي كار ميكند تا شكم فرزندانش را سير كند.
اگر ماشينت خارج از شهر خراب شد و مجبور شدي تا آمدن تعميركار مدتي صبر كني، بيقرار نباش، افراد مفلوج زيادي وجود دارند كه در آرزوي چند قدم راه رفتن هستند.
اگر از ظاهر شدن چند تار موي سفيد در سرت دچار اضطراب ميشوي، به بيماران سرطاني كه شيميدرماني ميشوند فكر كن كه در حسرت داشتن چند تار مو در سرشان هستند.
اگر با همسرت قهري، بياد داشته باش كه افراد زيادي براي آخرين بار با همسرشان خداحافظي نكردند.
اگر از يكنواختي زندگيت شاكي هستي به افرادي بينديش كه فرصت كافي براي زندگي كردن ندارند.
اگر در ترافيكي سنگين گير كردي و زمان زيادي معطل شدي، ناراحت نشو. در دنيا افراد زيادي وجود دارند كه داشتن حتي يك ماشين قراضه جزو آرزوهاي دستنيافتني آنهاست.
اگر دچار بيمحبتي از سوي دوستانت شدي، ناراحت نشو و آنها را ببخش و به اين بينديش كه ممكن است زماني هم خودت همين رفتار را با دوستانت داشته باشي.
اگر از كوچكي خانهات شاكي هستي، به ياد داشته باش خانوارهايي وجود دارند كه سالهاست زير چادر زندگي ميكنند.
اگر بخواهي اين نامه را براي ساير دوستانت نيز بخواني از تو ممنون خواهم بود، چون ممكن است آنها نيز زيباييهاي زندگيشان را لمس كنند.