غافلگیری

لحظه شیرین و خوشبوی غافلگیر شدن…

ارسال شده در خاطرات. بیان دیدگاه »

بزن باران

بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

داستان بركه

مارها قورباغه‌ها را مي‌خوردند و قورباغه‌ها غمگين بودند. قورباغه‌ها به لك لك‌ها شكايت كردند. لك لك‌ها مارها را خوردند و قورباغه‌ها شادمان شدند. لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه‌ها. قورباغه‌ها دچار اختلاف ديدگاه شدند. عده‌اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده‌اي ديگر خواهان بازگشت مارها شدند. مارها بازگشتند و هم‌پاي لك لك‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها كردند. حالا ديگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند كه براي خورده شدن به دنيا مي‌آيند. تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است :

اينكه نمي‌دانند توسط دوستانشان خورده مي‌شوند يا دشمنانشان!

استاد منوچهر احترامي

پ ن: اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!

ناسزا گفتن، درد جسمي را کاهش مي دهد!

کمتر پيش مي آيد که بشنويم ناسزا گفتن کار خوبي است؛ اما دانشمندان در انگلستان متوجه شده اند که ناسزا گفتن ممکن است به کاهش درد بدن کمک کند.

محققان مي گويند داوطلباني که در تحقيق آنها شرکت داشته اند و به اراده و اختيار خودشان ناسزا گويي کرده اند، توانسته اند در مقايسه با گروهي که فحاشي نکرده بود مدت طولاني تري درد فيزيکي را تحمل کنند.

محققان در دانشکده روانشناسي دانشگاه کيل در انگلستان، براي اين تحقيق از 64 داوطلب خواستند يک دست خود را در ظرفي پر از يخ فرو کنند و تا جايي که تحمل دارند آن را همان جا نگه دارند.آنها همچنين از داوطلبان خواستند در حال که دستي در توده يخ فرو کرده اند، يک کلمه ناسزا را که خودشان آن را انتخاب کرده اند، دائما تکرار کنند. ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

يلداي 88

سال بد

سال باد

سال اشک

سال شک

سال پست

سال درد

سال عزا”

یلدایش رسید

و اميد است از فردا

روزها بلندتر ‌شود و روشناييها بيشتر… ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

دل تنگي

خیلی وقت ها دلم برای کسانی تنگ می شود که دلتنگم نمی شوند؛

و برای کسانی که فکر می کنند دلتنگشان نمی شوم؛

و برای کسانی که نباید دلتنگشان شوم؛

دردا که این دلتنگی ها به من نزدیکشان نمی کند، خواسته یا نا خواسته…

احساس سبكي بعد از غذا!

الهي ماهيتابه روغن داغ روي سرت چپه بشود كه تا آخر عمر كچل بشي و ديگر يك لاخ شيويد هم كف سرت در نيايد !الهي اين قدر روغن كلسترول دار بخوري كه آن روغن هاي اشباع نشده عين سيريش بچسبند به قلبت و سكته كني و سقط بشي !الهي روغن مايع بريزد روي سراميك كف آشپزخانه و تو با دمپايي ابري از رويش سر بخوري با مغز بروي توي سينك ظرفشويي و مخت بتركد و بپاشد به در و ديوار !الهي…
دانشمندان دنيا، برق و تلفن و موشك و بمب اتم اختراع مي كنند، آن وقت ما…! ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

ارسال شده در طنز. 2 دیدگاه »

شهر هرت

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

شهر هرت جايي است که همه بَدَند مگر اينکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟ ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

ارسال شده در جملات نغز. 3 دیدگاه »